شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر زمان لطفت همی در پی رسدور نه کس را این تقاضا کی رسد
۲
مست عشقم دار دایم بی‌خمارمن نخواهم مستیی کز می‌رسد
۳
ما نیستانیم و عشقش آتشیستمنتظر کان آتش اندر نی رسد
۴
این نیستان آب ز آتش می‌خوردتازه گردد ز آتشی کز وی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth