خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب شد و هنگام خلوتگاه شدقبله عشاق روی ماه شد
۲
مه پرستان ماه خندیدن گرفتشب روان خیزید وقت راه شد
۳
خواب آمد ما و منها لا شدندوقت آن بیخواب الاالله شد
۴
مغزها آمیخته با کاه تنتن بخفت و دانهها بیکاه شد
صفحهٔ ۱ از ۲