شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شودآزاد سرو بین که چه سان بنده می‌شود
۲
پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بینکز روح و علم و عشق چه آکنده می‌شود
۳
آن حلق و آن دهان که دریده‌ست در لحدچون عندلیب مست چه گوینده می‌شود
۴
آن جان به شیشه‌ای که ز سوزن همی‌گریختجان را به تیغ عشق فروشنده می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth