خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه که بار دگر آتش در من فتادوین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد
۲
آه که دریای عشق بار دگر موج زدوز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد
۳
آه که جست آتشی خانه دل درگرفتدود گرفت آسمان آتش من یافت باد
۴
آتش دل سهل نیست هیچ ملامت مکنیا رب فریاد رس ز آتش دل داد داد
صفحهٔ ۱ از ۳