خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد مصر مملکت ز تعدی خراب شدصد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
۲
صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتادصد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد
۳
آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بودوان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد
۴
وان چشم کو چو برق همیسوخت خلق رادر نوحه اوفتاد و به گریه سحاب شد
صفحهٔ ۱ از ۲