شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۸۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان من و جان تو بود یکی ز اتحاداین دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
۲
فرد چرا شد عدد از سبب خوی بدز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد
۳
گشت جدا موج‌ها گرچه بد اول یکیاز سبب باد بود آنک جدایی بزاد
۴
جام دوی درشکن باده مده باد راچون دو شود پادشاه شهر رود در فساد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth