خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرده دل میزند زهره هم از بامدادمژده که آن بوطرب داد طربها بداد
۲
بحر کرم کرد جوش پنبه برون کن ز گوشآنچ کفش داد دوش ما و تو را نوش باد
۳
عشق همایون پیست خطبه به نام ویستاز سر ما کم مباد سایه این کیقباد
۴
روی خوشش چون شرار خوی خوشش نوبهاروان دگرش زینهار او هو رب العباد
صفحهٔ ۱ از ۴