خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بانگ زدم من که «دل مست کجا میرود؟»گفت شهنشه: «خموش! جانب ما میرود»
۲
گفتم تو با منی دم ز درون میزنیپس دل من از برون خیره چرا میرود؟
۳
گفت که دل آن ماست رستم دستان ماستسوی خیال خطا بهر غزا میرود
۴
هر طرفی کو رود بخت از آن سو رودهیچ مگو هر طرف خواهد تا میرود
صفحهٔ ۱ از ۵