خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشتیک ذرّه گمانم و یقینم نگذاشت
۲
گفتم که ز دستِ تو کنم بر سرْ خاکخود عشقِ رخت فرا زمینم نگذاشت
صفحهٔ ۱ از ۱
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق