خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مها به دل نظری کن که دل تو را داردکه روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
۲
ز شادی و ز فرح در جهان نمیگنجدکه چون تو یار دلارام خوش لقا دارد
۳
همیرسد به گریبان آسمان دستشکه او چو سایه ز ماه تو مقتدا دارد
۴
به آفتاب تو آن را که پشت گرم شودچرا دلیر نباشد حذر چرا دارد
صفحهٔ ۱ از ۳