شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مها به دل نظری کن که دل تو را داردبه روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
۲
ز شادی و ز فرح در جهان نمی‌گنجددلی که چون تو دلارام خوش لقا دارد
۳
ز آفتاب تو آن را که پشت گرم شودچرا دلیر نباشد حذر چرا دارد
۴
ز بهر شادی توست ار دلم غمی داردز دست و کیسه توست ار کفم سخا دارد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth