خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پیش تو چه زند جان و جان کدام بودکه جان توی و دگر جمله نقش و نام بود
۲
اگر چه ماه به ده دست روی خود شویدچه زهره دارد کان چهره را غلام بود
۳
اگر چه عاشقی و عشق بهترین کار استبدانک بیرخ معشوق ما حرام بود
۴
به جان عشق که تا هر دو جان نیامیزدجداییست و ملاقات بینظام بود
صفحهٔ ۱ از ۳