خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرودبسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود
۲
غزلسرا شدم از دست عشق و دستزنانبسوخت عشق تو ناموس و شرم و هر چم بود
۳
عفیف و زاهد و ثابت قدم بدم چون کوهکدام کوه که باد توش چو که نربود
۴
اگر کُهم هم از آواز تو صدا دارموگر کهم همه در آتش توم کهدود
صفحهٔ ۱ از ۳