خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندا رسید به جانها که چند میپاییدبه سوی خانه اصلی خویش بازآیید
۲
چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماستبه کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید
۳
ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتانبه جهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید
۴
سفر کنید از این غربت و به خانه رویداز این فراق ملولیم عزم فرمایید
صفحهٔ ۱ از ۴