شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزدکه شب ببخشد آن بدر بدره بی‌حد
۲
به آسمان جهان هر شبی فرود آیدبرای هر متظلم سپاه فضل احد
۳
خدای گفت قم اللیل و از گزاف نگفتز شب‌رویست فرو قد زهره و فرقد
۴
ز دود شب پزی ای خام ز آتش موسیمداد شب دهد آن خامه را ز علم مدد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth