خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شودچو آب پاک که در تن رود پلید شود
۲
ز شیر دیو مزیدی مزید تو هم از اوستکه بایزید از این شیردان یزید شود
۳
مرید خواند خداوند دیو وسوسه راکه هر که خورد دم او چو او مرید شود
۴
چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهانبدین قریب شود مرد زان بعید شود
صفحهٔ ۱ از ۳