شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعر من نان مصر را ماندشب بر او بگذرد نتانی خورد
۲
آن زمانش بخور که تازه بودپیش از آنکه بر او نشیند گرد
۳
گرمسیر ضمیر جای وی استمی‌بمیرد در این جهان از بَرْد
۴
همچو ماهی دمی به خشک تپیدساعتی دیگرش ببینی سرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth