خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۹۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یوسف آخرزمان خرامان شدشکر و شهد مصر ارزان شد
۲
لعل عرشی تو چو رو بنمودتن کی باشد که سنگها جان شد
۳
تختهبند فراق تخت نشستتاج بر سر که چیست خاقان شد
۴
عشق مهمان بس شگرف آمدخانهها خرد بود ویران شد
صفحهٔ ۱ از ۳