خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۳
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: دولتم دوری بودکان شد که مرا پردهٔ زنبوری بود
۲
نوری که از او کار جهان نور گرفتزان نور نصیب من همه نوری بود
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع