خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۴
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویشباری بکنم به کام دل ماتمِ خویش
۲
ای کاش سرم میببریدی هر دمتا بر زانو نهادمی در غمِ خویش
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع