خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۵
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: دوربین باید بوددر زخم فراق انگبین باید بود
۲
میخندم و باز آب حسرت در چشمیعنی که چو جان دهی چنین باید بود
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع