خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۶
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: دائماً در سفرممیسوزم و میگدازم و میگذرم
۲
بخت بدِ من چو رشته در کارم کردبنگر که ازین رشته چه آید به سرم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع