شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان ازلی نور که پرورده‌انددر تو زیادت نظری کرده‌اند
۲
خوش بنگر در همه خورشیدوارتا بگدازند که افسرده‌اند
۳
سوی درختان نگر ای نوبهارکز دی دیوانه بپژمرده‌اند
۴
لب بگشا هیکل عیسی بخوانکز دم دجال جفا مرده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth