شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۹۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوست همان به که بلاکش بودعود همان به که در آتش بود
۲
جام جفا باشد دشوارخوارچون ز کف دوست بود خوش بود
۳
زهر بنوش از قدحی کان قدحاز کرم و لطف منقش بود
۴
عشق خلیلست درآ در میانغم مخور ار زیر تو آتش بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth