خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۷
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: اگر شماری دارماشک است که پُر اشک کناری دارم
۲
گر سوختن و کشتنِ من چیزی نیستاین هست که روشن سر و کاری دارم
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع