خلوتی با عطار
شمارهٔ ۸۹
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: کار در کار افتاددر سوختنم گریستن زار افتاد
۲
از بس که عسل بخوردم از بیخبریدر من افتاد آتش و بسیار افتاد
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع