خلوتی با عطار
شمارهٔ ۹۰
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع آمد و گفت: عمر خوش خوش بگذشتدورم همه در سوز مشوش بگذشت
۲
گر آب ز سر در گذرد سهل بوداین است بلا کز سرم آتش بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۱
باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع