خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۰۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیرخواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
۲
بعد پرخوردن چه آید؟ خواب غفلت یا حدثیار بادنجان چه باشد؟ سرکه باشد یا که سیر
۳
سوز اگر از روح خواهی، خواجه کم کن لقمه راگوز اگر مفتوح خواهی، کاسه را در پیش گیر
۴
ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویشتا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر
صفحهٔ ۱ از ۲