شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۰۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریارباز اندر پرده می‌شد همچنین تا هشت بار
۲
ساعتی بیرونیان را می‌ربود از عقل و دلساعتی اهل حرم را می‌ببرد از هوش و کار
۳
دفتری از سحر مطلق پیش چشمش باز بودگردشی از گردش او در دل هر بی‌قرار
۴
گاه از نوک قلم سوداش نقشی می‌کشیدگاه از سرنای عشقش عقل مسکین سنگسار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth