خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تجلی چون کند دلبر کنم شکران تجلی را تسلی چون دهد ازخود نخواهم آن تسلی را
۲
بسوزد در تجلی و نسازد با تسلی دل ببخشدگر تسلی جان دهم آن جان تجلی را
۳
تجلی تان کند بر من مرا از من کند خالی که یکتایم نشیمن کی کنم جز جای خالی را
۴
تسلی چون توان شد از جمال عالم آرایش تسلی باد قربان ناز سلطان تجلی را
صفحهٔ ۱ از ۴