خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لذات نماند و المهاشادی گذرد چو برق و غمها
۲
غمناک مباش ازآن و زین خوشچون هردو رود سوی عدمها
۳
هر حادثهای که بر سر آیدهم سوی عدم کشد قدمها
۴
هر یسری راست عسر در پیهر عسری را ز پی کرمها
صفحهٔ ۱ از ۳