شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده درزین پس مباش ماها در ابر و پرده در
۲
ما جمع عاشقان تو خوش قد و قامتیمما را صلای فتنه و شور و هزار شر
۳
خورشید تافتست ز روی تو چاشتگاهدر عشق قرص روی تو رفتیم بام بر
۴
مستیست در سر از می و این تاب آفتابدر سر بتافتست پس از دست رفت سر
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth