خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب چمن حسن تو خرم ز چه آبست کاندر نظرم هرچه بجز تست سرابست
۲
غیر از دل عشاق تو معمور ندیدیم گشتیم سراپای جهان جمله خرابست
۳
هر کس که چشید از می عشق تو نشد پیر مستان غمت را همهٔ عمر شبابست
۴
در عهد صبا توبه شکستیم به صهبا دیریست که سجاده ما رهن شرابست
صفحهٔ ۱ از ۴