خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوریدگان عشق را ای مطرب آهنگ فناست برگ نوا را ساز کن ساز ره مستان نواست
۲
بیخ طرب در چنک ما اندوه و غم دلتنگ ما لذات دنیا ننگ ما ما را ببزم دوست جاست
۳
زاهدزجنت دم زندسلطان زتاج وتخت وملک مارانه این زیبدنه آن فوق دوعالم جای ماست
۴
جا درزمین گوتنگ باش ماراکه درعرش است دل در زیر سرگوسنگ باش ما را چو برافلاک پاست
صفحهٔ ۱ از ۳