خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اندیشه را رها کن اندر دلش مگیرزیرا برهنهای تو و اندیشه زمهریر
۲
اندیشه میکنی که رهی از زحیر و رنجاندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر
۳
ز اندیشهها برون دان بازار صنع راآثار را نظاره کن ای سخره اثیر
۴
آن کوی را نگر که پرد زو مصوراتوان جوی را کز او شد گردنده چرخ پیر
صفحهٔ ۱ از ۴