خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما گر میل صحرا میکند صحرا خوش استمیل دریا گر کند در چشم ما دریا خوش است
۲
گر نماید روی او خود رفتن دلها نکوست وربپوشد رخ زحسرت شور در سرها خوش است
۳
در وصالش چون نوازد مستی ما خوش بود در فراقش گر گدازد نالهای ما خوش است
۴
هر چه خواهد خاطرش ما آن شویم و آن کنیم هر کجا ما را دهد جا جای ما آنجا خوش است
صفحهٔ ۱ از ۳