خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بوفای تو نهادن خوش است جان بتمنای تو دادن خوش است
۲
گر سرعاشق برود رفته باش بر قدم عشق ستادن خوش است
۳
پای کشیدن زهمه کارها سربسر عشق نهادن خوش است
۴
یکسره بر خواستن از هر دو کون بر قدم دوست فتادن خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲