خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر رخ مه طلعتان زلف پریشان خوش نماست دلبری و ناز و استغنا از اینان خوش نماست
۲
عاشقان را زاری و مسکینی و افتادگی دلبران را پرسش احوال ایشان خوش نماست
۳
خوبرویان را پریشان اختلاطی خوب نیست امتناع و شرم و تمکین از نکویان خوش نماست
۴
هر جفائی کز نکو رویان رسد، باید کشید صبر بر آزار یار از مهرکیشان خوش نماست
صفحهٔ ۱ از ۳