شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک جرعه می زساغر جانانم آرزوستسر مستئی زمیکده جانم آرزوست
۲
پائی زدم بدنیی و پائی به آخرتنی این مرا فریبد و نه آنم آرزوست
۳
از هر دو کون بی خبر و مست بندگیآزادی ز مالک و رضوانم آرزوست
۴
افسرده شد دل از دم سرد هوای نفساز جانب یمن دم رحمانم آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth