شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بمرد رستم زال و زتن غبار گذاشت ببرد حسرت و عبرت بیادگار گذاشت
۲
خوشا کسی که چو رو کرد سوی او دنیا باختیار گذشت و باختیار گذاشت
۳
بدا کسی که طلب کرد و دل بدنیا بست باختیار گرفت و باضطرار گذاشت
۴
گذاشت هر که به جز کرد گار حسرت بود خوشا کسی که دلش را بکردگار گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth