شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهرآه ندارم گهر گفت نداری بخر
۲
از گهرم دام کن ور نبود وام کنخانه غلط کرده‌ای عاشق بی‌سیم و زر
۳
آمده‌ای در قمار کیسه پرزر بیارور نه برو از کنار غصه و زحمت ببر
۴
راه زنانیم ما جامه کنانیم ماگر تو ز مایی درآ کاسه بزن کوزه خور
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth