خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اهتدوا بالعشق طلاب الرشدگم شود آنکو ره دیگر رود
۲
من بفتراک غم عشق کسیبستهام دل را بحبل من مسد
۳
ای نگار می فروش عشوهگرمست عشقت فارغ است از نیک و بد
۴
شربتی زان لب بکام من رسانتا بماند زنده جانم تا ابد
صفحهٔ ۱ از ۲