خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شوخ که داد دلبری داددر فن ستمگریست استاد
۲
بنیاد مرا بخواهد او کندکرده است دگر ستیزه بنیاد
۳
از جور و جفاش کی برم جانو ز بیدادش کجا برم داد
۴
از غمزهٔ کافرش صد افغانو ز دست غمش هزار فریاد
صفحهٔ ۱ از ۳