خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکجا بود خوبی در فنون حسن استاددر رموز معشوقی از تو میبرد ارشاد
۲
زلف کافرت سرکش تیر غمزهات جانکاهدین ز دست این نالد جان از او کند فریاد
۳
عشق تو خرابم کرد هجر تو کبابم کرداز لبت شرابم ده زندهام کن و آباد
۴
بیتو چون توانم زیست با تو چون توانم بودهجر میکند بیداد وصل میکند بنیاد
صفحهٔ ۱ از ۳