شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داد از غم عشقت ای صنم دادفریاد ز تو هزار فریاد
۲
بیمارت را نمی‌کنی بهغمناکت را نمیکنی شاد
۳
بر نالهٔ من نمی‌کنی رحموز روز جزا نمیکنی یاد
۴
داد از تو کجا برم که جز توکس نتواند داد من داد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth