خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنگ آنکو دلش شد از جهان سردروانش یافت از برد الیقین برد
۲
تعلقها بدل خاریست یک یکخوش آنکو از دلش خاری بر آورد
۳
نمیدانم چسان میبایدم زیستشود تا ما سوی الله بر دلم سرد
۴
نمیدانم چه حلیت باید اندوختبر آرم تا ز خارستان دل و درد
صفحهٔ ۱ از ۳