خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم ز مستی عشق تو های و هو دارددل از خیال تو با خویش گفتوگو دارد
۲
شراب از آن ید بیضا حلال و شیرینستطهور باد که طعم سقا همو دارد
۳
چه سان طرب بکند دل که ساقیش لب تستچرا طلب نکند جان چو جان گلو دارد
۴
ز پای تا سر عشاق شد گلو همگیاز آنکه ساقی جان بانگ اشربوا دارد
صفحهٔ ۱ از ۳