خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان گذر میکند آن به که بجانان گذردقطره شد بیمدد آن به که بعّمان گذرد
۲
دل چو غم میخورد آن به که غم دوست خوردعمر چون میگذرد به که بسامان گذرد
۳
تا بکی وقت بلاطایل و بیهوده رودتا بکی عمر بلایعنی و خسران گذرد
۴
چند اوقات شود صرف جهان فانینه در اندیشهٔ آغاز و نه پایان گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳