خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار آمد از درم سحری در فراز کردبرقع گشود و روی چو خورشید باز کرد
۲
هم بر دل شکسته در خرمی گشادهم بر روان خسته در عیش باز کرد
۳
اول ز راه لطف در آمد به دلبریآخر ربود چون دلم آهنگ ناز کرد
۴
افتادمش به پا ز ره عجز و مسکنتکف بر سرم نهاد و مرا سرفراز کرد
صفحهٔ ۱ از ۳