خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یاربشارتیست ز عمر عزیز روی نگار
۲
ز خواب برجهی و روی یار را بینیزهی سعادت و اقبال و دولت بیدار
۳
همو گشاید کار و همو بگوید شکرچنان بود که گلی رست بیقرینه خار
۴
چو دست بر تو نهد یار و گویدت برخیززهی قیامت و جنات و تحتها الانهار
صفحهٔ ۱ از ۴